adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): sparseposition (جایگاه): end
قید — بهطور پراکنده
بهطور پراکندهبه صورت کمپراکنده
به شکلی پراکنده یا کمتعداد
In a thinly scattered or distributed manner
«روستا بهطور پراکنده جمعیت داشت.»
“The village was sparsely populated.”
«در منطقه درختان بهطور پراکنده روییده بودند.»
“Trees grew sparsely in the area.”
تفاوت با واژههای مشابه
thinly— کمتعداد
رایج و برای کمتعداد بودن به کار میرود.
Common. Similar usage indicating low density.