sparred

/spɑːrd/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): sparredpast participle (مفعولی): sparred-ing (حال): sparring3rd (سوم): spars

فعل — مبارزه تمرینی کرد

مبارزه تمرینی کردبحث و جدل کرد

زمان گذشته و اسم مفعول فعل «spar» به معنای تمرین بوکس یا مبارزه بدون نیروی کامل، یا درگیر شدن در یک مجادله کلامی.

Past tense and past participle of 'spar', meaning to practice boxing or fighting without full force, or to engage in a dispute.

«بوکسورها برای چندین راند به عنوان آماده‌سازی برای مسابقه مبارزه تمرینی کردند.»

The boxers sparred for several rounds in preparation for the match.

«آنها اغلب بر سر مسائل سیاسی با هم بحث و جدل می‌کردند.»

They often sparred with each other over political issues.

تفاوت با واژه‌های مشابه
boxedبوکس بازی کرد

رایج. به طور خاص برای بوکس به عنوان ورزش یا تمرین استفاده می‌شود. 'آنها یک ساعت بوکس بازی کردند' با 'آنها یک ساعت مبارزه تمرینی کردند' در زمینه تمرین بوکس قابل تعویض است. برای مجادله کلامی استفاده نمی‌شود.

Common. Used specifically for boxing as a sport or exercise. 'They boxed for an hour' is interchangeable with 'They sparred for an hour' in the context of boxing training. Not used for verbal disputes.

bickeredبگو مگو کرد

رایج. به یک مشاجره یا نزاع جزئی، معمولاً بی‌اهمیت و اغلب کلامی اشاره دارد. فقط در مفهوم مجادله کلامی، نه درگیری فیزیکی، با 'sparred' قابل تعویض است. به عنوان مثال، 'آنها بر سر اینکه چه کسی ظرف‌ها را بشوید بگو مگو کردند' درست است، در حالی که 'آنها بر سر اینکه چه کسی ظرف‌ها را بشوید بحث و جدل کردند' نیز درست است، اما 'آنها در رینگ بگو مگو کردند' اشتباه است.

Common. Refers to a minor, usually petty, argument or quarrel, often verbal. It's interchangeable with 'sparred' only in the sense of a verbal dispute, not physical fighting. For example, 'They bickered over who should do the dishes' works, while 'They sparred over who should do the dishes' also works, but 'They bickered in the ring' does not.

2noun (اسم)commonplural (جمع): sparreds

اسم — مبارزه تمرینی

مبارزه تمرینیبگو مگو

موردی از مبارزه تمرینی یا تبادل کلامی.

A past instance of sparring, either a practice fight or a verbal exchange.

«جلسه مبارزه تمرینی صبحگاهی آنها یک ساعت طول کشید.»

Their morning sparred session lasted an hour.

«این فقط یک بگو مگوی دوستانه بین همکاران بود.»

It was just a friendly sparred between colleagues.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000