sparky

spar·ky/ˈspɑr.ki/
sparka small fiery particle or a flash of light-ycharacterized by or full of
1adjective (صفت)informal

صفت — پرانرژی

پرانرژیزنده دل

پر انرژی و سرزنده، با روحیه بالا.

Lively, energetic, or spirited.

«او در اجراهایش واقعاً پرانرژی است.»

He is really sparky during his performances.

«سگ شخصیت پرانرژی دارد.»

The dog has a sparky personality.

تفاوت با واژه‌های مشابه
livelyزنده

رایج. در زمینه توصیف رفتار انرژی‌دار قابل جایگزینی است.

Common. Interchangeable in contexts describing energetic behavior.

متضادها
2noun (اسم)informal

اسم — کسی با انرژی زیاد

کسی با انرژی زیادزیرک

لقبی برای کسی که پر انرژی یا زیرک است.

A nickname for someone who is energetic or quick-witted.

«به او اسپارکی می‌گویند چون همیشه در حرکت است.»

They call him Sparky because he’s always on the move.

«اسپارکی به سرعت مشکل را حل کرد.»

Sparky solved the problem quickly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000