spearing

spear·ing/ˈspɪərɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spearedpast participle (مفعولی): speared-ing (حال): spearing3rd (سوم): spears

فعل — نیزه زدن

نیزه زدنفرو کردن نیزه

عمل فرو رفتن یا نیزه زدن به چیزی با نیزه یا جسم نوک‌تیز.

The act of piercing or stabbing something with a spear or pointed object.

«ماهیگیر در آب کم عمق ماهی را نیزه می‌زد.»

The fisherman was spearing fish in shallow water.

«او سبزیجات را به نیزه کشیده بود.»

She was spearing vegetables on a skewer.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jabbingسوراخ کردن

غیررسمی. به حرکات فرو کردن سریع با جسم تیز اشاره دارد؛ شبیه ولی غیررسمی‌تر از 'نیزه زدن' است.

Informal. Refers to stabbing motions with any sharp object, often quickly; similar but less formal than 'spearing'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000