در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به عنوان تماشاگر، رویدادی، به ویژه ورزشی، را تماشا کردن.
To watch an event, especially a sport, as a spectator.
«بسیاری از مردم از تماشا کردن رویدادهای ورزشی زنده لذت میبرند.»
“Many people enjoy spectating at live sporting events.”
«او تصمیم گرفت به جای دویدن در ماراتن، آن را تماشا کند.»
بسیار رایج. مترادف عمومی برای مشاهده چیزی. 'watch' همه کارهتر است و میتواند به هر شکلی از مشاهده اشاره کند، در حالی که 'spectate' به طور خاص به تماشاگر بودن در یک رویداد سازمانیافته اشاره دارد. شما 'watch a movie' میکنید اما 'spectate a game' میکنید.
Very common. A general synonym for observing something. 'Watch' is more versatile and can refer to any form of observation, while 'spectate' specifically implies being a spectator at an organized event. You 'watch a movie' but you 'spectate a game'.
رسمی. به تماشای دقیق و اغلب تحلیلی دلالت دارد. در حالی که میتوانید یک بازی را 'observe' کنید، 'spectate' بر نقش یک بیننده منفعل و اغلب سرگرم شده تاکید دارد. 'دانشمندان پدیدهها را observe میکنند'، 'هواداران یک مسابقه را spectate میکنند'.
Formal. Implies careful and often analytical watching. While you can 'observe' a game, 'spectate' emphasizes the role of a passive, often entertained, viewer. 'Scientists observe phenomena', 'fans spectate a match'.