spectate

spec·tate/spɛkˈteɪt/
verb (فعل)commonpast (گذشته): spectatedpast participle (مفعولی): spectated-ing (حال): spectating3rd (سوم): spectates

فعل — تماشا کردن

تماشا کردنناظر بودن

به عنوان تماشاگر، رویدادی، به ویژه ورزشی، را تماشا کردن.

To watch an event, especially a sport, as a spectator.

«بسیاری از مردم از تماشا کردن رویدادهای ورزشی زنده لذت می‌برند.»

Many people enjoy spectating at live sporting events.

«او تصمیم گرفت به جای دویدن در ماراتن، آن را تماشا کند.»

He decided to spectate the marathon rather than run in it.

تفاوت با واژه‌های مشابه
watchتماشا کردن

بسیار رایج. مترادف عمومی برای مشاهده چیزی. 'watch' همه کاره‌تر است و می‌تواند به هر شکلی از مشاهده اشاره کند، در حالی که 'spectate' به طور خاص به تماشاگر بودن در یک رویداد سازمان‌یافته اشاره دارد. شما 'watch a movie' می‌کنید اما 'spectate a game' می‌کنید.

Very common. A general synonym for observing something. 'Watch' is more versatile and can refer to any form of observation, while 'spectate' specifically implies being a spectator at an organized event. You 'watch a movie' but you 'spectate a game'.

observeمشاهده کردن

رسمی. به تماشای دقیق و اغلب تحلیلی دلالت دارد. در حالی که می‌توانید یک بازی را 'observe' کنید، 'spectate' بر نقش یک بیننده منفعل و اغلب سرگرم شده تاکید دارد. 'دانشمندان پدیده‌ها را observe می‌کنند'، 'هواداران یک مسابقه را spectate می‌کنند'.

Formal. Implies careful and often analytical watching. While you can 'observe' a game, 'spectate' emphasizes the role of a passive, often entertained, viewer. 'Scientists observe phenomena', 'fans spectate a match'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000