spending

spend·ing/ˈspɛndɪŋ/
spendto use money-ingaction/process
noun (اسم)common

اسم — هزینه

هزینهمصرف

عمل استفاده از پول برای خرید کالا یا خدمات.

The action of using money to buy goods or services.

«هزینه‌های دولت در آموزش افزایش یافته است.»

Government spending on education has increased.

«باید محدودیت‌های هزینه‌های ماهانه ما کاهش یابد.»

Our monthly spending limits need to be reduced.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expenditureخرج

رسمی. بر کل مبلغ خرج شده، به ویژه توسط دولت‌ها یا سازمان‌ها، تأکید دارد. اغلب در بافت‌های اقتصادی استفاده می‌شود. می‌تواند جایگزین 'spending' شود وقتی به یک مبلغ کلی محاسبه شده اشاره دارد.

Formal. Emphasizes the total amount spent, especially by governments or organizations. Often used in economic contexts. Can replace 'spending' when referring to a calculated total.

outlayهزینه اولیه

رسمی. به مبلغی که برای چیزی خرج می‌شود، به خصوص مبلغ قابل توجه در ابتدای یک پروژه، اشاره دارد. در استفاده روزمره کمتر از 'spending' رایج است.

Formal. Refers to an amount of money spent on something, especially a significant sum at the beginning of a project or venture. Less common in everyday use than 'spending'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000