در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
حلقهای از عضله که برای بستن یک باز شدن در بدن منقبض میشود
A ring of muscle that contracts to close an opening in the body
«اسفنکتر مقعدی کنترل خروج مواد زائد را دارد.»
“The anal sphincter controls the release of waste.”
«آسیب به اسفنکتر میتواند باعث بیاختیاری شود.»
“Damage to the sphincter can cause incontinence.”