اسم — ریسنده
افراد یا ابزارهایی که چیزی را میریسند، به ویژه نخ را، یا آنهایی که سریع میچرخند.
People or devices that spin something, especially yarn, or those that rotate rapidly.
«ریسندگان در کارخانه سریع کار میکردند.»
“The spinners at the factory worked quickly.”
«اسپینرهای فیدجت چند سال پیش اسباببازیهای محبوبی بودند.»
“Fidget spinners were popular toys a few years ago.”
اسم — پرتابکننده چرخان (کریکت)
در کریکت، بازیکنی که در پرتاب توپ با چرخش تخصص دارد.
In cricket, a bowler who specializes in bowling with spin.
«اسپینر پا سه ویکت در مسابقه گرفت.»
“The leg spinner took three wickets in the match.”
«اسپینرهای خوب میتوانند در زمینهای خشک بسیار موثر باشند.»
“Good spinners can be very effective on dry pitches.”
اسم — طعمه ماهیگیری چرخشی
طعمه چرخانی که در ماهیگیری استفاده میشود.
A rotating lure used in fishing.
«او اسپینر خود را به داخل رودخانه شفاف پرتاب کرد.»
“He cast his spinner into the clear stream.”
«ماهیها جذب درخشش اسپینر شدند.»
“The fish were attracted by the flash of the spinner.”
تفاوت با واژههای مشابه
رایج. 'طعمه' اصطلاحی کلی برای هر طعمه مصنوعی است که برای جذب ماهی استفاده میشود. 'اسپینر' نوع خاصی از طعمه است که میچرخد. اگر ویژگی چرخش مهم باشد، قابل تعویض نیستند. 'او طعمههای مختلفی را امتحان کرد، از جمله یک اسپینر براق.'
Common. 'Lure' is a general term for any artificial bait used to attract fish. 'Spinner' is a specific type of lure that rotates. Not interchangeable if the rotating characteristic is important. 'He tried different lures, including a shiny spinner.'