spinny

spin·ny/ˈspɪni/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): spinniersuperlative (عالی): spinniest

صفت — خاردار

خاردار

پوشیده از یا دارنده خارها یا تیغ‌های کوچک؛ خاردار.

Covered with or having many spines or prickles; spiny.

«بوته پر از خارهای تیز و خاردار بود.»

The bush was covered in spinny thorns.

«از گیاهان خاردار در باغ دوری کن.»

Avoid the spinny plants in the garden.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spinyخاردار

رایج. هم‌معنی است، اغلب در بافت رسمی ترجیح داده می‌شود؛ 'spinny' غیررسمی‌تر است.

Common. Synonymous, often preferred in formal contexts; 'spinny' is more informal or dialectal.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000