spongier

spong·i·er/ˈspʌn.dʒi.ər/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): spongiersuperlative (عالی): spongiest

صفت — اسفنجی‌تر

اسفنجی‌ترنرم‌تر و متخلخل‌تر

نرم‌تر، متخلخل‌تر و جذاب‌تر مانند اسفنج نسبت به دیگری.

More soft, porous, and absorbent like a sponge than another.

«این اسفنج نرم‌تر و جذب‌کننده‌تر از قبلی است.»

This sponge is spongier than the old one.

«کیک با تعداد بیشتر تخم‌مرغ اسفنجی‌تر شد.»

The cake turned out spongier with more eggs.

تفاوت با واژه‌های مشابه
softerنرم‌تر

معنی مشابه؛ «spongier» بر جذب و بافت تاکید دارد.

Similar meaning; 'spongier' emphasizes absorbency and texture.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000