در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به طور احمقانه یا احساساتی، بسیار عاشقپیشه یا رمانتیک، معمولاً به شکلی کودکانه.
Foolishly or sentimentally affectionate or romantic, often in a silly way.
«هر وقت او نزدیک است، احمقانه عاشق میشود.»
“He becomes spoony whenever she is near.”
«اینقدر سادهلوح نباش؛ روی کارت تمرکز کن.»
“Don't be so spoony; focus on your work.”
غیررسمی. معنای مشابه، معمولاً بیش از حد احساسی و کودکانه — «او یک شعر عاشقانه سادهلوحانه نوشت.»
Informal. Similar meaning, often implying too sentimental in a silly way — 'He wrote a sappy love poem.'