spotting

/ˈspɒtɪŋ/
spotmark or stain-ingpresent participle / action
noun (اسم)common

اسم — خونریزی جزئی قاعدگی

خونریزی جزئی قاعدگیلکه‌بینی

وجود مقدار کمی خون‌ریزی خارج از دوره معمول قاعدگی.

The occurrence of small amounts of blood outside of a regular menstrual period.

«او قبل از پریود لکه‌بینی داشت.»

She experienced spotting before her period.

«لکه‌بینی می‌تواند علامت طبیعی باشد.»

Spotting can be a normal symptom.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000