square the circle

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

square the cir·cle/skwɛr ðə ˈsɜːrkəl/
phrase (عبارت)formal

عبارت — حل مسئلهٔ ناممکن

حل مسئلهٔ ناممکنجمع کردن دو خواستهٔ ناسازگار

کوشیدن برای حل مسئله‌ای که ناممکن به نظر می‌رسد یا خواسته‌های ناسازگار دارد.

To try to solve a problem that seems impossible or involves incompatible demands.

«کمیته تلاش کرد مشکل ظاهراً حل‌نشدنی هزینهٔ مسکن را حل کند.»

The committee tried to square the circle on housing costs.

«او می‌کوشد میان سرعت و ایمنی که با هم ناسازگارند تعادل ایجاد کند.»

She is squaring the circle between speed and safety.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000