squirrel

squir·rel/ˈskwɜːrəl/
1noun (اسم)commonplural (جمع): squirrels

اسم — سنجاب

سنجاب

جوندۀ کوچکی با دم پشمالو که روی درختان می‌دود و آجیل جمع می‌کند.

A small rodent with a bushy tail that climbs trees and collects nuts.

«سنجاب یک آجیل را در درخت پنهان کرد.»

The squirrel hid a nut in the tree.

«سنجابی را دیدم که از حیاط عبور می‌کرد.»

I saw a squirrel running across the yard.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rodentجوندگان

فنی است. به خانواده‌ای بزرگ‌تر که سنجاب‌ها را شامل می‌شود اشاره می‌کند.

Technical. Refers to the larger animal group including squirrels.

2verb (فعل)informalpast (گذشته): squirreledpast participle (مفعولی): squirreled-ing (حال): squirreling3rd (سوم): squirrels

فعل — پنهان کردن

پنهان کردنذخیره کردن

چیزی را مخفی یا ذخیره کردن در مکانی امن، معمولاً برای استفاده بعدی.

To hide or store something in a secret or safe place, often for future use.

«او پولی برای سفر پس‌انداز کرد.»

She squirrelled away money for a trip.

«او تنقلاتش را در کوله‌پشتی‌اش مخفی کرد.»

He squirrelled his snacks in his backpack.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stashانبار کردن

غیررسمی. معنای مشابه برای پنهان کردن یا پس‌انداز کردن اشیا به صورت مخفی.

Informal. Similar meaning used for hiding or saving items secretly.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000