در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
جوندۀ کوچکی با دم پشمالو که روی درختان میدود و آجیل جمع میکند.
A small rodent with a bushy tail that climbs trees and collects nuts.
«سنجاب یک آجیل را در درخت پنهان کرد.»
“The squirrel hid a nut in the tree.”
«سنجابی را دیدم که از حیاط عبور میکرد.»
“I saw a squirrel running across the yard.”
فنی است. به خانوادهای بزرگتر که سنجابها را شامل میشود اشاره میکند.
چیزی را مخفی یا ذخیره کردن در مکانی امن، معمولاً برای استفاده بعدی.
To hide or store something in a secret or safe place, often for future use.
«او پولی برای سفر پسانداز کرد.»
“She squirrelled away money for a trip.”
«او تنقلاتش را در کولهپشتیاش مخفی کرد.»
Technical. Refers to the larger animal group including squirrels.
“He squirrelled his snacks in his backpack.”
غیررسمی. معنای مشابه برای پنهان کردن یا پسانداز کردن اشیا به صورت مخفی.
Informal. Similar meaning used for hiding or saving items secretly.