squirreling

squir·rel·ing/ˈskwɜːrəlɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): squirreledpast participle (مفعولی): squirreled-ing (حال): squirreling3rd (سوم): squirrels

فعل — پنهان کردن

پنهان کردنذخیره کردن

چیزها را مخفی یا ذخیره کردن، به‌ویژه به طور مخفیانه یا برای استفاده بعدی.

Hiding or storing away things, especially secretly or for future use.

«او پول را برای خرید ماشین جدید پنهان می‌کند.»

She is squirreling away money for a new car.

«بچه‌ها تنقلات را برای بعد ذخیره می‌کردند.»

The children were squirreling snacks for later.

تفاوت با واژه‌های مشابه
hoardingانباشتن

مرسوم. بیانگر جمع‌آوری و پنهان کردن منابع است؛ معنای مشابه دارد.

Common. Emphasizes accumulating and hiding supplies; similar in meaning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000