squirty

squir·ty/ˈskwɜːrti/
squirtto eject liquid in a thin stream-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): squirtiersuperlative (عالی): squirtiest

صفت — پاشنده

پاشندهفواره‌ای

تمایل به پاشیدن یا فوران ناگهانی مایعات در جریان‌های کوچک.

Tending to spurt or eject liquid suddenly in small streams.

«این گیاه ساقه‌های پاشنده‌ای دارد که آب آزاد می‌کنند.»

The plant has squirty stems that release water.

«درپوش پاشنده بطری استفاده از آن را آسان می‌کند.»

The bottle’s squirty lid makes it easy to use.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000