squirrely

squir·re·ly/ˈskwɜːrli/
squirrelsmall rodent known for quick movements-ycharacterized by
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): squirrliersuperlative (عالی): squirrliest

صفت — عصبی

عصبیبی‌ثباتناراحت و پرجنب‌وجوش

رفتار غیرقابل پیش‌بینی یا عصبی، معمولاً با فعالیت زیاد و بی‌ثباتی.

Acting erratically, nervously, or unpredictably, often in a hyperactive way.

«قبل از امتحان، رفتار عصبی و بی‌ثبات داشت.»

He was acting squirrely before the exam.

«وقتی مهمان‌ها رسیدند، سگ بی‌ثبات و مضطرب شد.»

The dog became squirrely when guests arrived.

تفاوت با واژه‌های مشابه
quirkyعجیب و غریب

غیررسمی. شباهت دارد ولی quirky بیشتر به عجیب بودن اشاره دارد؛ squirrely به رفتار عصبی و ناپایدار.

Informal. Similar sense but 'quirky' refers more to oddity; 'squirrely' emphasizes nervous or erratic behavior.

jumpyنگران و عصبی

غیررسمی. بر عصبی بودن و بی‌قراری تأکید دارد؛ در موقعیت‌های غیررسمی می‌تواند جایگزین باشد.

Informal. Emphasizes nervousness and restlessness; can replace 'squirrely' in casual contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000