jumpy

jump·y/ˈdʒʌmpi/
jumpto push oneself off a surface and into the air-ycharacterized by / tending to
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): jumpiersuperlative (عالی): jumpiest

صفت — عصبی

عصبیمضطربوحشت‌زده

عصبی یا به راحتی جاخورنده؛ مستعد حرکات ناگهانی.

Nervous or easily startled; prone to making sudden movements.

«صدای ناگهانی گربه را خیلی عصبی کرد.»

The sudden noise made the cat very jumpy.

«او بعد از تماشای یک فیلم ترسناک احساس اضطراب می‌کرد.»

She was feeling jumpy after watching a horror movie.

تفاوت با واژه‌های مشابه
nervousعصبی

متداول. اصطلاح عمومی برای احساس نگرانی یا دلواپسی. زمانی که به حالت اضطراب اشاره دارد، قابل تعویض است، اما 'jumpy' به طور خاص به واکنش‌های فیزیکی جا خوردن اشاره دارد، در حالی که 'nervous' می‌تواند صرفاً ذهنی باشد.

Common. General term for feeling worried or apprehensive. Interchangeable when referring to a state of anxiety, but 'jumpy' specifically implies physical startle responses, whereas 'nervous' can be purely mental.

skittishرمنده

برای افراد یا حیوانات استفاده می‌شود. کسی را توصیف می‌کند که به راحتی می‌ترسد یا خجالتی است. زمانی که تمایل به رمیدن یا به راحتی جا خوردن را توصیف می‌کند، به خصوص به شیوه‌ای فرّار یا غیرقابل پیش‌بینی، با 'jumpy' قابل تعویض است.

Used for people or animals. Describes someone easily scared or shy. Interchangeable with 'jumpy' when describing a tendency to shy away or be easily startled, especially in a flighty or unpredictable way.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000