squirt

/skwɜːrt/
1verb (فعل)commonpast (گذشته): squirtedpast participle (مفعولی): squirted-ing (حال): squirting3rd (سوم): squirts

فعل — فوران کردن

فوران کردنپاشیدن

پخش کردن مایع به صورت جریانی نازک و سریع، معمولاً به طور ناگهانی.

To force a liquid out in a thin, fast stream, often suddenly.

«او آب را از بطری فشار داد.»

She squirted water from the bottle.

«گیاه هنگام بریدن شیره‌ای پاشید.»

The plant squirted sap when cut.

تفاوت با واژه‌های مشابه
sprayپاشیدن

رایج. به معنای پخش کردن مایع در قطرات کوچک است، مانند squirt.

Common. Means to scatter liquid in small drops, similar to squirt.

2noun (اسم)commonplural (جمع): squirts

اسم — جریان ناگهانی مایع

جریان ناگهانی مایعفوران

جریان کوچک و سریع مایع که ناگهانی خارج می‌شود.

A small fast stream of liquid ejected suddenly.

«جریان کوچکی از کچاپ خارج شد.»

A squirt of ketchup came out.

«جریان آبی روی صورتش احساس کرد.»

He felt a squirt of water on his face.

تفاوت با واژه‌های مشابه
jetجت

رسمی. اشاره به جریان سریع مایع یا گاز مانند squirt دارد.

Formal. Refers to a rapid stream of liquid or gas like squirt.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000