stabbings

stab·bings/ˈstæbɪŋz/
stabto pierce with a pointed object-ingact or process-splural
noun (اسم)commonplural (جمع): stabbings

اسم — جنایات چاقو زدن

جنایات چاقو زدنزخمی با چاقو

رویدادهایی که در آن شخصی با چاقو یا شی تیز زخمی می‌شود.

Incidents where someone is pierced or wounded with a knife or sharp object.

«اخیراً چندین مورد چاقو زدن در این منطقه رخ داده است.»

There have been several stabbings in this area recently.

«او بعد از یک حادثه چاقو زدن به بیمارستان منتقل شد.»

He was hospitalized after a stabbing incident.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000