stabled

/ˈsteɪbəld/
verb (فعل)commonpast (گذشته): stabledpast participle (مفعولی): stabled-ing (حال): stabling3rd (سوم): stables

فعل — در اصطبل گذاشتن

در اصطبل گذاشتننگه داشتن حیوان در اصطبل

گذشته فعل stable؛ به معنای قرار دادن اسب یا حیوان در اصطبل.

Past form of 'stable'; to put a horse or animal into a stable.

«کشاورز قبل از غروب اسب‌ها را در اصطبل گذاشت.»

The farmer stabled the horses before nightfall.

«در هنگام طوفان گاوها را در اصطبل گذاشتند.»

They stabled the cattle during the storm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
housedنگهداری شده در جایگاه

روزمره، اشاره کلی به پناه دادن حیوانات، ولی کمتر مشخص است.

Everyday, general term for sheltering animals, similar but less specific.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000