staggy

stag·gy/ˈstæɡ.i/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): staggiersuperlative (عالی): staggiest

صفت — گوزنی

گوزنینمایشی

شبیه یا مربوط به گوزن نر؛ گاهی برای توصیف رفتار نمایشی یا اغراق‌آمیز به‌کار می‌رود.

Resembling or characteristic of a stag (male deer); sometimes used figuratively for showy or elaborate behavior.

«او ژاکتی پر از شاخ گوزن پوشیده بود.»

He wore a staggy jacket covered with antlers.

«رفتار نمایشی او مناسب موقعیت نبود.»

Her staggy demeanor didn’t suit the occasion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
showyنمایشی

غیررسمی. وقتی رفتار یا سبک پرزرق و برق یا اغراق‌آمیز باشد استفاده می‌شود.

Informal. Used when behavior or style is flashy or exaggerated.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000