در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که با چشمی خیره به چیزی یا کسی نگاه میکند.
A person who looks fixedly at something or someone.
«خیرهنگر متوجه نبود که بیادب است.»
“The starer didn’t notice he was rude.”
«او تبدیل به کسی شد که خیره شده بود و غرق فکر بود.»
“She became a starer, lost in thought.”
رایج. تأکید بر نگاه متمرکز یا طولانی دارد، در موقعیتهای معمولی قابل جایگزین است.
Common. Focuses on intense or prolonged looking, interchangeable in casual contexts.