starry

star·ry/ˈstɑːr.i/
stara luminous celestial body-rycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): starriersuperlative (عالی): starriest

صفت — ستاره‌دار

ستاره‌دارپرحرکت در ستارهستاره‌ای

پر از ستاره یا آراسته به ستاره‌ها؛ داشتن ستارگان زیاد قابل مشاهده.

Full of or decorated with stars; having many stars visible.

«دیشب آسمان پرستاره زیبایی دیدیم.»

We saw a beautiful starry sky last night.

«شب پرستاره، هنرمند را الهام داد.»

The starry night inspired the artist.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000