step forward

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

step for·ward/stɛp ˈfɔrwərd/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جلو رفتن

جلو رفتنیک قدم جلو آمدن

یک قدم یا کمی به جلو رفتن.

To move one step or a short distance forward.

«وقتی اسمت را صدا زدند، یک قدم جلو بیا.»

“Step forward when your name is called.”

«او برای بهتر دیدن جلو رفت.»

“She stepped forward to see better.”

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — پیش‌قدم شدن

پیش‌قدم شدنداوطلب شدن

وقتی لازم است داوطلبانه کمک کردن، مسئولیت گرفتن یا خود را معرفی کردن.

To offer help, take responsibility, or make yourself known when needed.

«دو همسایه برای کمک پیش‌قدم شدند.»

“Two neighbors stepped forward to help.”

«پس از حادثه هیچ شاهدی پیش‌قدم نشد.»

“No witness stepped forward after the accident.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000