stick one's foot in one's mouth

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/stɪk wʌnz fʊt ɪn wʌnz maʊθ/
phrase (عبارت)informal

عبارت — حرف بی‌جا زدن

حرف بی‌جا زدنگاف زبانی دادن

ناخواسته حرفی خجالت‌آور، بی‌ملاحظه یا توهین‌آمیز زدن.

To say something embarrassing, tactless, or offensive by mistake.

«در مهمانی حرف بی‌جایی زدم.»

I stuck my foot in my mouth at the party.

«او دوباره گاف زبانی داد.»

He stuck his foot in his mouth again.

تفاوت با واژه‌های مشابه
blunderگاف دادن

روزمره. وقتی گوینده اشتباه جدی می‌کند می‌تواند جای این عبارت بیاید: He blundered in the interview درست است. این اصطلاح مشخصاً به گاف گفتاری خجالت‌آور اشاره دارد.

Everyday. It can replace the phrase when a speaker makes a serious mistake: 'He blundered in the interview' works. This idiom specifically points to an embarrassing verbal mistake.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000