verb (فعل)commonpast (گذشته): stigmatizedpast participle (مفعولی): stigmatized-ing (حال): stigmatizing3rd (سوم): stigmatizes
فعل — بدنام کردن
بدنام کردنبرچسب زدن
علامت یا برچسب زدن به کسی بهعنوان فردی شرمآور یا ننگین.
To mark or brand someone as disgraceful or shameful.
«جامعه به افراد مبتلا به بیماریهای خاص برچسب منفی میزند.»
“The society stigmatizes people with certain illnesses.”
«او به خاطر باورهایش بدنام شد.»
“He was stigmatized for his beliefs.”
تفاوت با واژههای مشابه
brand— برچسب زدن
متداول. به صورت استعاری برای نشان دادن منفی کسی استفاده میشود، در بسیاری مواقع قابل تعویض است.
Common. Used metaphorically for marking someone negatively, interchangeable in many contexts.