stinkiest
صفت — بدبوترین
دارای بدترین یا زنندهترین بوی ناخوشایند.
Having the most unpleasant or offensive smell.
«آن پنیر بدبوترین پنیری است که تا به حال بو کردهام.»
“That cheese is the stinkiest I've ever smelled.”
«او بعد از یک روز کامل پیادهروی، بدبوترین جورابها را داشت.»
“He had the stinkiest socks after hiking all day.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. 'foulest' میتواند به بوی خیلی بد اشاره کند، اما معانی گستردهتری نیز برای توهینآمیز یا ناخوشایند بودن به طور کلی دارد. فقط برای بو قابل تعویض است. 'این گندترین بویی است که تا به حال حس کردهام' کاربرد دارد. 'آن حرکت گندترین بود' به معنای 'بدبوترین' نیست.
Common. 'Foulest' can refer to a very bad smell, but also has broader meanings of being morally offensive or unpleasant in general. It's interchangeable for smell only. 'This is the foulest smell I've ever encountered' works. 'That was a foulest move' does not mean 'stinkiest'.