stodgy

stod·gy/ˈstɒdʒ.i/
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): stodgiersuperlative (عالی): stodgiest

صفت — سنگین

سنگینکسل‌کنندهقدیمی

سنگین، کسل‌کننده و قدیمی در سبک یا سلیقه؛ چیزی که هیجان‌انگیز نیست

Heavy, dull, and old-fashioned in style or taste; not exciting

«فیلم برای مخاطبان جوان زیادی کسل‌کننده بود.»

The movie was too stodgy for the young audience.

«او غذاهای سنتی سنگین را به سالادهای سبک ترجیح می‌دهد.»

He prefers stodgy traditional meals over light salads.

تفاوت با واژه‌های مشابه
dullکسل‌کننده

معمولی. زمانی که روی کسل‌کنندگی تأکید دارد قابل جایگزینی است؛ کمتر درباره سنگینی.

Common. Interchangeable when emphasizing boring or uninteresting; less about heaviness.

heavyسنگین

معمولی. نشان‌دهنده کیفیت سنگین یا متراکم است؛ در غذا قابل جایگزینی اما در سبک خیر.

Common. Highlights weighty or dense quality; can replace stodgy in food contexts but not in style.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000