verb (فعل)commonpast (گذشته): stompedpast participle (مفعولی): stomped-ing (حال): stomping3rd (سوم): stomps
فعل — کوبیدن
کوبیدنبا گامهای سنگین راه رفتن
با گامهای سنگین و صدادار راه رفتن، معمولاً با عصبانیت یا ناامیدی.
To walk or step heavily and noisily, often in anger or frustration.
«او با عصبانیت پاهایش را کوبید.»
“She stomped her feet angrily.”
«او با ناامیدی از اتاق بیرون رفت.»
“He stomped out of the room in frustration.”
تفاوت با واژههای مشابه
stamp— کوبیدن پا
رایج. معنای مشابه ولی بیشتر روی ضربه محکم پا تأکید دارد.
Common. Similar meaning but often emphasizes hitting the ground forcefully.