صفت — دزدیده شده
با دزدی برداشته شده.
Taken by theft.
«پلیس ماشین دزدیده شده را پیدا کرد.»
“The police recovered the stolen car.”
«او گردنبندی دزدیده شده بر گردن داشت.»
“She wore a stolen necklace.”
تفاوت با واژههای مشابه
رسمی/ادبی. معمولاً به مقادیر یا اقلام کوچک اشاره دارد که اغلب به طور مکرر برداشته میشوند. 'یک کلوچه قاپیده شده' درست است، 'یک ماشین قاپیده شده' درست نیست. به طور کلی برای سرقت در مقیاس بزرگ قابل تعویض نیست.
Formal/literary. Usually refers to small amounts or items, often taken repeatedly. 'A pilfered cookie' works, 'a pilfered car' does not. Not generally interchangeable for large-scale theft.
معمول. به اقلامی اشاره دارد که در حین سرقت از یک ساختمان (شکستن به یک ساختمان برای ارتکاب دزدی) برداشته میشوند. این کلمه بر روش سرقت تأکید دارد، نه فقط عمل سرقت. 'یک خانه مورد سرقت قرار گرفته' درست است، اما 'پول دزدیده شده' کلیتر از 'پول به سرقت رفته از خانه' است.
Common. Refers to items taken during a burglary (breaking into a building to commit theft). It emphasizes the method of theft, not just the act. 'A burgled house' works, but 'stolen money' is more general than 'burgled money'.
متضادها
فعل — دزدیده شده است
اسم مفعول فعل 'steal'.
Past participle of 'steal'.
«کیف پولم دیشب دزدیده شد.»
“My wallet was stolen last night.”
«نقاشی از موزه به سرقت رفته بود.»
“The painting had been stolen from the museum.”