storming

storm·ing/ˈstɔːr.mɪŋ/
verb (فعل)commonpast (گذشته): stormedpast participle (مفعولی): stormed-ing (حال): storming3rd (سوم): storms

فعل — حمله کردن

حمله کردنخشمگینانه حرکت کردن

فرم حال جاری فعل 'storm'؛ به معنی حمله کردن یا حرکت با عصبانیت و قدرت.

Present participle of ‘storm’; to attack or move angrily and forcefully.

«سربازان در حال حمله به قلعه بودند.»

The soldiers were storming the fortress.

«او به خشم از جلسه بیرون رفت.»

She was storming out of the meeting.

تفاوت با واژه‌های مشابه
rushingهجوم بردن

غیررسمی. معنای مشابه با تأکید بر سرعت و نیرو.

Informal. Similar meaning, emphasizing speed and force.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000