stormer

stor·mer/ˈstɔːrmər/
storma violent disturbance of the atmosphere-erone who performs an action / associated with
1noun (اسم)informalplural (جمع): stormers

اسم — عملکرد عالی

عملکرد عالیفرد پرانرژیفوق‌العاده

فرد یا چیزی که به طرز استثنایی خوب یا با قدرت و انرژی زیاد عمل می‌کند.

A person or thing that performs exceptionally well or with great force and energy.

«بازیکن جدید در زمین واقعاً عالی بود.»

The new player was a real stormer on the field.

«آن ارائه فوق‌العاده بود؛ همه تحت تأثیر قرار گرفتند.»

That presentation was a stormer; everyone was impressed.

تفاوت با واژه‌های مشابه
phenomenonپدیده

روزمره/رسمی. کسی یا چیزی قابل توجه یا استثنایی. هنگامی که به کسی با توانایی‌های برجسته اشاره دارد، قابل تعویض است.

Everyday/Formal. Someone or something remarkable or exceptional. Interchangeable when referring to someone with outstanding abilities.

aceتک‌خال

غیررسمی. فردی که در یک فعالیت خاص برتری دارد. در بافت‌های غیررسمی برای فردی بسیار ماهر، قابل تعویض است.

Informal. A person who excels at a particular activity. Interchangeable in informal contexts for someone highly skilled.

2noun (اسم)technicalplural (جمع): stormers

اسم — مهاجم

مهاجمنیروی حمله

(نظامی) فرد یا وسیله نقلیه‌ای که در عملیات هجوم (حمله به یک مکان مستحکم) شرکت دارد.

(Military) A person or vehicle involved in a storming operation (an attack on a fortified place).

«مهاجمان دیوارهای قلعه را شکستند.»

The stormers breached the castle walls.

«آنها نیروهای حمله خود را برای حمله مستقیم آموزش دادند.»

They trained their stormers for the direct assault.

تفاوت با واژه‌های مشابه
assailantمهاجم

رسمی. فردی که به کسی خشونت‌آمیز حمله می‌کند. هنگامی که به یک مهاجم در بافت نظامی اشاره دارد، قابل تعویض است.

Formal. A person who attacks someone violently. Interchangeable when referring to an attacker in a military context.

attackerحمله‌کننده

روزمره. اصطلاح کلی برای کسی که حمله می‌کند. قابل تعویض است، اما 'stormer' به طور خاص به یک حمله قوی و مستقیم اشاره دارد.

Everyday. A general term for someone who attacks. Interchangeable, but 'stormer' specifically implies a forceful, direct assault.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000