stormily

stor·mi·ly/ˈstɔːrmɪli/
stormycharacterized by storms-lyadverb suffix
adverb (قید)formaltype (نوع): manneradjective (صفت): stormyposition (جایگاه): end

قید — طوفانی

طوفانیتند

به گونه‌ای که نشانه طوفان باشد؛ طوفانی، تند یا عصبانی.

In a manner suggestive of or relating to a storm; turbulently or angrily.

«باد تمام شب به صورت طوفانی می‌وزید.»

The wind blew stormily throughout the night.

«آن‌ها درباره تصمیم با شدت و تندی بحث کردند.»

They argued stormily over the decision.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000