strictest

strict·est/ˈstrɪk.tɪst/
strictenforcing rules firmly-estsuperlative suffix
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): strictersuperlative (عالی): strictest

صفت — سختگیرترین

سختگیرترینمطلق‌ترین

شدیدترین یا سختگیرانه‌ترین از نظر درخواست‌ها یا قوانین

Most severe or exacting in demands or rules

«او سختگیرانه‌ترین قوانین مدرسه را رعایت می‌کند.»

She follows the strictest rules at school.

«اینجا سختگیرانه‌ترین معیارها اعمال می‌شوند.»

The strictest standards are applied here.

تفاوت با واژه‌های مشابه
harshestسخت‌ترین

رسمی. بر شدت تاکید دارد؛ در زمینه‌های جدی قابل جایگزینی است.

Formal. Emphasizes severity; interchangeable in serious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000