strickle

strick·le/ˈstrɪkəl/
verb (فعل)technicalpast (گذشته): strickledpast participle (مفعولی): strickled-ing (حال): strickling3rd (سوم): strickles

فعل — الک کردن دانه

الک کردن دانهصاف کردن با الک

الک کردن یا لرزاندن دانه‌ها برای جداکردن کاه با استفاده از ابزاری به نام استریکِل.

To sift or shake grain to remove chaff using a strickle (a type of sieve).

«کشاورزان گندم را برای تمیز کردن الک می‌کنند.»

Farmers strickle wheat to clean it.

«استریکِل ناخالصی‌ها را از دانه جدا می‌کند.»

The strickle removes impurities from the grain.

تفاوت با واژه‌های مشابه
siftالک کردن

معمول. معنی مشابه؛ sift عمومی‌تر است و strickle مخصوص فرآیند دانه است.

Common. Similar meaning; sift is more general, strickle is specific to grain processing.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000