stroppy

strop·py/ˈstrɒpi/
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): stroppiersuperlative (عالی): stroppiest

صفت — بی‌حوصله

بی‌حوصلهدادوهوارکننده

به‌سادگی عصبانی یا بداخلاق؛ دشوار برای کنار آمدن.

Easily annoyed or bad-tempered; difficult to deal with.

«بعد روز طولانی، او بی‌حوصله بود.»

She was stroppy after the long day.

«کودک بداخلاق گوش نمی‌داد.»

The stroppy child refused to listen.

تفاوت با واژه‌های مشابه
irritableزودرنج

رایج. معنی مشابه؛ اغلب در زمینه‌های غیررسمی قابل جایگزینی است.

Common. Similar meaning; often interchangeable in informal contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000