studied

stud·ied/ˈstʌdid/
adjective (صفت)formalcomparative (تفضیلی): more studiedsuperlative (عالی): most studied

صفت — هدفمند

هدفمندبرنامه‌ریزی شده

عامدانه یا با دقت و توجه انجام شده؛ برنامه‌ریزی‌شده یا تمرین‌شده.

Done deliberately or with careful attention; planned or practiced.

«او پاسخ هدفمندی داد.»

She gave a studied response.

«حرکاتش کند و با دقت بود.»

His movements were slow and studied.

تفاوت با واژه‌های مشابه
deliberateعمدی

رسمی. روی قصد و برنامه‌ریزی دقیق تاکید دارد، مشابه studied اما در زمینه‌های جدی‌تر استفاده می‌شود.

Formal. Emphasizes intention and careful planning, similar to studied but often used in more serious contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000