stuff one's face

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstʌf wʌnz ˈfeɪs/
phrase (عبارت)informal

عبارت — با ولع غذا خوردن

با ولع غذا خوردنشکم‌چرانی کردن

مقدار زیادی غذا را با ولع و سریع خوردن.

To eat a large amount of food quickly and greedily.

«بچه‌ها با ولع کیک می‌خوردند.»

“The kids stuffed their faces with cake.”

«او در بوفه با ولع غذا خورد.»

“He stuffed his face at the buffet.”

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000