در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
یک تیر چوبی، که غالباً در معدنکاری برای نگهداری سقف یا دیوار استفاده میشود.
A timber prop, often used in mining, to support a roof or wall.
«معدنچیان یک تیرک چوبی جدید برای ایمنسازی تونل نصب کردند.»
“The miners installed a new stull to secure the tunnel.”
«بدون تیرک چوبی، سقف چاه فرو میریخت.»
“Without the stull, the roof of the shaft would collapse.”
روزمره/فنی. یک اصطلاح کلی برای هر تکیهگاهی که برای نگهداری چیزی استفاده میشود. 'او از یک چوب به عنوان پایه برای گیاه استفاده کرد.' در معنای کلی تکیهگاه قابل تعویض است، اما 'stull' مخصوص معدنکاری است.
Everyday/Technical. A general term for any support used to hold something up. 'He used a stick as a prop for the plant.' Can be interchangeable in the general sense of support, but 'stull' is specific to mining.
با استفاده از تیرک چوبی یا پایه، محکم کردن یا پشتیبانی کردن.
To support with a stull.
«مهندسان دیواره سنگی ناپایدار را با تیرک چوبی محکم کردند.»
“The engineers stulled the precarious rock face.”
«آنها مجبور شدند تونل قدیمی را قبل از حفاری بیشتر پایهگذاری کنند.»
“They had to stull the old tunnel before further excavation.”
روزمره/فنی. چیزی را محکم کردن، اغلب به طور موقت، تا از افتادن آن جلوگیری شود. 'آنها حصار را با یک تخته محکم کردند.' در معنای کلی حمایت کردن قابل تعویض است، اگرچه 'stull' به نوع خاصی از حمایت در معدنکاری اشاره دارد.
Everyday/Technical. To support something, often temporarily, to prevent it from falling. 'They propped up the fence with a plank.' Interchangeable in the general sense of providing support, though 'stull' implies a specific type of support in mining.
فنی. حمایت از دیوار یا ساختمان با یک تکیهگاه. 'کارگران پی ناپایدار را محکم کردند.' شبیه 'prop' است اما اغلب به حمایت ساختاری موقت و محکمتر اشاره دارد.
Technical. To support a wall or building with a prop or shoring. 'The workers shored up the unstable foundation.' Similar to 'prop' but often implies more substantial, temporary structural support.