stump it

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ˈstʌmp ɪt/
1phrase (عبارت)dated

عبارت — پیاده رفتن

پیاده رفتنفرار کردن

پیاده رفتن، به‌ویژه برای زود دور شدن یا فرار کردن.

To travel on foot, especially to leave quickly or escape.

«ماشین نداشتیم، پس مجبور شدیم پیاده تا خانه برویم.»

We had no car, so we had to stump it home.

«او پیش از رسیدن نگهبان پیاده فرار کرد.»

He stumped it before the guard arrived.

2phrase (عبارت)dated

عبارت — سخنرانی انتخاباتی کردن

سخنرانی انتخاباتی کردنتبلیغات انتخاباتی کردن

برای کارزار انتخاباتی، معمولاً با سفر به جاهای مختلف، سخنرانی کردن.

To make political campaign speeches, especially while traveling from place to place.

«نامزد انتخاباتی در سراسر ایالت سخنرانی کرد.»

The candidate stumped it across the state.

«او هفته‌ها پیش از رأی‌گیری مشغول تبلیغات انتخاباتی بود.»

He spent weeks stumping it before the vote.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000