در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کوچکتر و جمعوجورتر، بهویژه در مورد خودروهایی که از مدلهای کامپکت کوچکترند.
Relatively small in size, especially for a car smaller than a compact one.
«او برای رانندگی در شهر یک ماشین کوچک خرید.»
“He bought a subcompact car for city driving.”
«ماشینهای سوکمپکت پارک کردن در جاهای تنگ را آسانتر میکنند.»
“Subcompact cars are easier to park in tight spaces.”
غیررسمی. به اندازه خیلی کوچک اشاره دارد ولی معمولاً دستهبندی رسمی خودرو نیست؛ بیشتر در محاوره استفاده میشود.
Informal. Refers to very small size but usually not a formal car category; mostly for casual speech.
رایج. به چیزی کمی بزرگتر از subcompact اشاره دارد؛ مناسب برای اشیای فشرده یا خودروها.
Common. Refers to slightly bigger than subcompact; suitable for closely packed objects or cars.