substantiation

sub·stan·ti·a·tion/səbˌstænʃiˈeɪʃən/
noun (اسم)formal

اسم — اثبات

اثباتبرهان

عمل اثبات یا ارائه دلیل برای پشتیبانی از ادعا یا استدلال.

The act of proving or providing evidence to support a claim or argument.

«اثبات نظریه او سال‌ها طول کشید.»

The substantiation of his theory took years.

«او برای ادعاهایش مدارک ارائه داد.»

She presented substantiation for her claims.

تفاوت با واژه‌های مشابه
verificationتأیید

رایج. به معنای تأیید صحت یا درستی چیزی است.

Common. Means confirming the truth or accuracy of something.

proofمدرک

رایج. شواهد مستقیم برای اثبات یک واقعیت.

Common. Direct evidence establishing a fact.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000