در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
به گونهای که هدف مورد نظر را به دست آورد یا نتیجه مطلوب دهد
In a way that achieves the desired outcome or result
«او آزمون را با موفقیت به پایان رساند.»
“She completed the test successfully.”
«تیم با موفقیت کار کرد تا پروژه را به موقع تمام کند.»
“The team worked successfully to finish the project on time.”
رایج است. وقتی بر تاثیر گذاشتن تأکید باشد جایگزین موفقانه میشود، اما موفقانه بر رسیدن به هدف تأکید دارد و موثرانه بر کارآمد بودن. مثال: «او پروژه را با موفقیت به پایان رساند» در مقابل «او مسئله را به طور موثر حل کرد».
Common. Can replace 'successfully' when emphasizing producing a desired effect, but 'successfully' stresses achieving a goal, while 'effectively' stresses efficiency. Example: 'She managed the project successfully' vs. 'She solved the problem effectively'.
رسمی یا ادبی است. نه تنها موفقیت بلکه حس پیروزی را میرساند. همیشه جایگزین موفقانه نیست. بیشتر در زمینههای جشنوار استفاده میشود. مثال: «آنها با پیروزی بازگشتند» در مقابل «آنها آن را با موفقیت انجام دادند».
Formal or literary. Implies not just success but also a sense of pride or triumph. Not always interchangeable with 'successfully'. Used more in celebratory contexts. Example: 'They returned triumphantly' vs. 'They completed it successfully'.