در حال آمادهسازی واژه...
در حال آمادهسازی واژه...
کسی که خواستگار است یا قصد ازدواج دارد.
A person who courts or seeks to marry someone.
«او همه خواستگارهایش را رد کرد.»
“She refused all her suitors.”
«خواستگار با اضطراب منتظر جواب بود.»
“The suitor waited nervously for an answer.”
رایج. کسی که علاقه عشقی نشان میدهد ولی لزوماً خواستگار رسمی نیست.
Common. Someone who shows romantic interest but not necessarily formally courting.