supinate

su·pi·nate/ˈsuːpɪneɪt/
supin-bend backward-ateto cause to be
verb (فعل)technicalpast (گذشته): supinatedpast participle (مفعولی): supinated-ing (حال): supinating3rd (سوم): supinates

فعل — سوپینیت کردن

سوپینیت کردنبرگرداندن کف دست به بالاچرخاندن پا به بیرون

چرخاندن ساعد و دست به سمت بیرون به طوری که کف دست رو به جلو یا بالا قرار گیرد، یا چرخاندن پا به سمت بیرون.

To rotate the forearm and hand outward so that the palm faces forward or upward, or to rotate the foot outward.

«برای گرفتن صحیح میله، باید مچ دست‌های خود را سوپینیت کنید.»

To properly grip the bar, you need to supinate your wrists.

«برخی افراد هنگام راه رفتن تمایل دارند پاهای خود را بیش از حد سوپینیت کنند.»

Some people tend to supinate their feet excessively when walking.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000