supplicating

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

sup·pli·cat·ing/ˈsʌplɪkeɪtɪŋ/
verb (فعل)formalpast (گذشته): supplicatedpast participle (مفعولی): supplicated-ing (حال): supplicating3rd (سوم): supplicates

فعل — دعا کردن

دعا کردنالتماس کردن

اعمال درخواست یا دعا به صورت فروتنانه و مصرانه به کسی که قدرت دارد.

Act of making humble and earnest requests or prayers to someone in power.

«آنها مشغول التماس برای بخشش بودند.»

They were supplicating for forgiveness.

«او همچنان به مسئولان التماس می‌کرد تا تجدید نظر کنند.»

He kept supplicating the authorities to reconsider.

تفاوت با واژه‌های مشابه
beggingالتماس کردن

غیررسمی. احساسی‌تر و فوری‌تر از supplicating است.

Informal. More emotional and urgent than 'supplicating'.

pleadingالتمس کردن

رسمی. بر جدیت درخواست تاکید دارد.

Formal. Emphasizes earnestness in request.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000