swampy

swamp·y/ˈswɒmpi/
swampa wetland area with waterlogged soils-ycharacterized by
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): swampiersuperlative (عالی): swampiest

صفت — مردابی

مردابیگل‌آلود

دارای ویژگی‌های مرداب؛ مرطوب، گل‌آلود و باتلاقی.

Having the characteristics of a swamp; wet, muddy, and marshy.

«مسیر بعد از باران گل‌آلود و مردابی بود.»

The trail was muddy and swampy after the rain.

«مناطق مردابی دارای تنوع زیستی بالا هستند.»

Swampy areas are rich in biodiversity.

تفاوت با واژه‌های مشابه
marshyباتلاقی

رایج. بسیار شبیه swampy؛ در بسیاری موارد قابل جایگزینی است.

Common. Very similar to 'swampy'; interchangeable in many contexts.

boggyباتلاقی

غیررسمی. به زمین نرم و مرطوب اشاره دارد؛ مشابه ولی معمولاً خاک نرم‌تر است.

Informal. Refers to soft, wet ground; overlaps but often implies softer soil.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000