swats

/swæts/
verb (فعل)commonpast (گذشته): swattedpast participle (مفعولی): swatted-ing (حال): swatting3rd (سوم): swats

فعل — کوبیدن

کوبیدنزدن

شکل سوم شخص فعل swat به معنای ضربه زدن یا کوبیدن، معمولاً برای کشتن حشره.

Third-person singular of 'swat': to hit or strike, often to kill an insect.

«او در آشپزخانه مگس‌ها را می‌کوبد.»

He swats flies in the kitchen.

«او پشه را با ضربه می‌راند.»

She swats the mosquito away.

تفاوت با واژه‌های مشابه
slapکف زدن

غیررسمی. برای ضربه زدن کاربرد دارد ولی slap معمولاً با دست باز و قدرت کمتر است.

Informal. Interchangeable when referring to hitting, but slap usually implies open hand and less force than swat.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000