swatch

/swɑːtʃ/
noun (اسم)commonplural (جمع): swatches

اسم — نمونه پارچه

نمونه پارچهتکه نمونه

قطعهٔ کوچک نمونه پارچه برای آزمایش رنگ یا بافت

a small sample piece of fabric or material for testing colors or texture

«او یک نمونه پارچه به من نشان داد.»

She showed me a swatch of fabric.

«رنگ را از روی نمونه انتخاب کردم.»

I chose the color from the swatch.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000